عطر باروووون
... با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب
خدایا ... خدایا ! دلم باز امشب گرفته خدایا ! فقط با تو قسمت کنم عرفان نظر آهاری
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا ! بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا، پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
خدایا ! کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سردر آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
خدایا ! کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد
خدایا ! دلم را که هر شب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت
0:41 توسط سارا| |

