تبليغاتX
عطر باروووون - به که باید دل بست ؟ به که شاید دل بست ؟
عطر باروووون

... با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب

دلم را سپردم به بنگاه دنیا ....

و هی آگهی دادم این جا ، آن جا

و هر روز

برای دلم

مشتری آمد و رفت ....

و هی این و آن سر سری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا

اتاق دلم را

تماشا نکرد ...

دلم قفل بود

کسی قلب مرا وا نکرد

یکی گفت :

چرا این اتاق

پر از دود و آه است ...؟

یکی گفت :

چه دیوار هایش سیاه است

یکی گفت :

چرا نور این جا کم است ..؟

و آن دیگری گفت :

و انگار هر آجرش

از غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش

دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم :

خدایا تو قلب مرا می خری ..... ؟؟

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست ....

و من روی آن در نوشتم :

ببخشید دیگر

برای شما جا نداریم

از این پس به جز او

کسی را نداریم ......

....

 عرفان نظر آهاری

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:35 توسط سارا| |