تبليغاتX
عطر باروووون - حرف هایی هست برای نگفتن ....
عطر باروووون

... با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب

دليل بودن تو ....


هر کسی دوتاست.


و خدا یکی بود.


و یکی چگونه می‌توانست باشد ...؟


هر کسی به اندازه‌ای که احساسش می‌کنند، هست.


و خدا کسی که احساسش کند، نداشت...


عظمت‌ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند.


خوبی‌ها همواره نگران که آنرا بفهمد.


و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد.


و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.


و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند.


و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور.


اما کسی نداشت…


و خدا آفریدگار بود.


و چگونه می‌توانست نیافریند ...


زمین را گسترد و آسمانها را برکشید…


و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.

و با نبودن چگونه توانستن بود؟


و خدا بود و با او عدم بود.


و عدم گوش نداشت.


حرف‌هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم.


و حرف‌هایی است برای نگفتن…


حرف‌های خوب و بزرگ و ماورائی همین‌هایند.


و سرمایه هر کسی به اندازه حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد…

 و خدا برای نگفتن حرف‌های بسیار داشت...


درونش از آنها سرشار بود.


و عدم چگونه می‌توانست مخاطب او باشد؟


و خدا بود و عدم ، جز خدا هیچ نبود.


در نبودن، نتوانستن بود.


با نبودن نتوان بودن.


و خدا تنها بود.


هر کسی گمشده‌ای دارد.


و خدا گمشده‌ای داشت.…

 

دکتر شریعتی

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 1:41 توسط سارا| |