تبليغاتX
عطر باروووون - بیکرانه ها ...
عطر باروووون

... با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب

              در انتهای هر سفر ...


در آیینه ....


دار و ندار خویش را مرور می کنم


این خاک تیره این زمین


پاپوش پای خسته ام


این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام


اما خدای دل ...


در آخرین سفر


در آیینه به جز دو بیکرانه کران


به جز زمین و آسمان چیزی نمانده است


گم گشته ام ...

 

کجا ندیده ای مرا ... ؟

 

زنده یاد حسین پناهی

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 2:57 توسط سارا| |