... با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب
خدايا همواره تو را سپاس مي گزارم ... كه هر چه در راه تو و در راه پیام تو پیشتر مي روم و بيشتر رنج مي برم، آنها كه باید مرا بنوازند، مي زنند، آنها كه بايد همگامم باشند،سد راهم مي شوند، آنها كه بايد حقشناسي كنند، حقكشي مي كنند، آنها كه بايد دستم را بفشارند، سيلي مي زنند، آنها كه بايد در برابر دشمن دفاع كنند، پيش از دشمن حمله مي كنند و آنها كه بايد در برابر سمپاشي هاي بيگانه، ستايشم كنند،تقويتم كنند، اميدوارم كنند و تبرئه ام كنند، سرزنشم مي كنند، تضعيفم مي كنند، نوميدم مي كنند، متهمم مي كنند، تا –در راه تو- از تنها پايگاهي كه چشم ياري يي دارم و پاداشي، نوميد شوم، چشم ببندم، رانده شوم...... تا تنها اميدم تو شود، چشم انتظارم تنها به روي تو بازماند، تنها از تو ياري طلبم، تنها از تو پاداش گيرم، در حسابي كه با تو دارم، شريكي ديگر نباشد، تا تكليفم با تو روشن شود ، تا تكليفم با خودم معلوم گردد، تا حلاوت " اخلاص " را –كه هر دلي اگر اندكي چشيد ، هيچ قندي در كامش شيرين نيست، بچشم. «خدايا رحمتی كن تا ايمان ، نام و نان برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را- و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم، تا از آنها باشم كه پول دنیا را مي گیرند و براي دين كار مي کنند، نه از آنها كه پول دين مي گیرند و براي دنیا كار مي کنند.» دکتر علی شریعتی
خدايا اخلاص! اخلاص!»
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت
1:8 توسط سارا| |


