تبليغاتX
عطر باروووون
عطر باروووون

... با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم همه شب

الهي ام ....


نمي دانم تا کدامين طلوع خواهم بود و تا کدامين غروب چشم

 

انتظار!

خدايا............!

تو که مي داني لحظه لحظه هاي هجرانم را با ياد او پر ميکنم,

 

چرا اينچنين منتظرم مي گذاري؟

معبودا ..........!

در تمامي چهار شنبه شبهايم ، دلم پر ميکشد و گويي جسم

 

توان همراهي روحم را ندارد ، روحم در آن مکان مقدس است و

 

در پي او.............

همرازم.............!

تمامي کميل ها و ندبه هايم را به عشق آمدنش مي خوانم و

 

تمامي شب هاي جمعه را با التهاب سر بر بالين مي گذارم تا

 

بلکه روزي دگرگوني را اغاز کنم و شروعي پر از عدالت را شاهد

 

باشم .

يگانه ام..........!

مي دانم که حال غريبم را مي داني ، پس تو را به حال دگرگون

 

زينب به هنگام غم فراق حسين ، تو را به حال غريب رقيه ، به

 

هنگام ضربت خوردن علي ، تو را به حال بدو دل اندوهگين علي

 

به هنگام وداع با فاطمه ، تو را به غربت بقيع

و تو را به غريب الغربايت قسمت که ،

انتظارم را پاياني ده...............!

همه هست ارزویم که ببینم ازتو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 0:36 توسط سارا| |

دعای پنجاه و دوم از دعاهای صحیفه سجادیه:

 

.......

 

پس از این رو بسوی تو می گریزم ، و از تو می ترسم ،

 

 

و از تو  فریاد رسی می طلبم ، و به تو امیدوارم ،

 

 

 و تو را می خوانم ، و به سوی تو پناه می برم ،

 

 

 و به تو اطمینان دارم ، و از تو یاری درخواست می نمایم ،

 

 

 (و به وحدانیت و یگانگی) تو ایمان می آورم ،

 

 

  و بر تو و بر جود و بخشش تو توکل و اعتماد دارم

 

 

.......

نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:32 توسط سارا| |